ميرزا مهدي خان استر آبادى
1
جهانگشاى نادرى ( فارسى )
مقدمهء مؤلف بسم اللّه الرحمن الرحيم بر دانايان رموز آگاهى و دقيقهشناسان حكمتهاى الهى واضح و مبرهن است كه در هر عهد و اوان ، كه اوضاع جهان ، منقلب و پريشان ، و چرخ ستمگر بكام ستمكيشان گردد . خداوند يگانه ، كه مدبّر 1 اين كارخانه ، و مقلّب 2 اوضاع زمانه است ، از فيض فضل بىمنتهاى خود سعادتمندى را مؤيّد ، و در عرصهء گيتى مبسوط اليد 3 كند ، كه بمراهم 4 مراحم 5 و رأفت ، بالتيام 6 جراحت قلوب ستمديدگان پردازد ، و مذاق 7 تمناى تلخكامان زهر حوادث را بشهد عدالت شيرين سازد . مصداق اين مقال ، حال همايونفال اعليحضرت قدرقدرت 8 قضا توان 9 ، سكندر حشمت دارا دربان ، دشمنكش عرصهء جنگ ، زحمتكش طريق نام و ننگ ، مظهر قدرت الهى ، رواجدهندهء سكهء شاهى ، فرازندهء 10 رايت كشورگشايى ، برازندهء 11 تخت فيروزبخت جهانآرايى ، زور بازوى خصم - افكنى و دليرى ، جوهر شمشير گيتى ستانى و مملكت گيرى . سرورى كه از سهم خدنگش سطح زمين از چرخ ترسى 12 سپر بر سر كشيده ، بلنداخترى كه از بيم رمح 13 فلك شكافش سپهر برين شكم برخود دزديده . فتح و ظفر بتيغ تيزش چون عرض بجوهر متصل ، و از تندى سيف خونريزش صورت از هيولا منفصل 14 ، در قلبگاه نبردش قلوب اعداء قالب بيروح ، و در آوردگاه 15 قهرش ذابح 16 شاة 17 المذبوح 18 . چاوشان 19 بارگاه جلالش بصلاى 20 ده روزه خدمت نويد اميدوارى صد ساله نعمت به گوش جهانيان ميرسانند ، خوانسالاران بزم نوالش 21 از موايد 22 احسان گونه گونه لذات كامبخشى بكام دور و نزديك